كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

65

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

شتافته پيش آن حضرت آمد . ديگران چون آن حال معاينه ديدند فى الحال به هرطرف پريشان گرديدند . نظم بىدردسر نيزه و آمد شد پيكان * آن فتح كه مفتاح امان بود برآمد و به نصرت يزدانى و قوّت ربّانى ماه منجوق شاه جهان سر به عيوق افراشت و دبير تقدير طغراى فتح و نصرت بر علم دولت آن حضرت نگاشت و ميرزا عمر چون شهباز چتر همايون را بال اقبال گشاده ديد ، مرغ‌صفت پاىبست دام اضطراب گرديد و پاى از ميدان جنگ بازكشيده عنان به دست نامرادى داد و با جمعى اندك و خوف بسيار روى به وادى فرار نهاد و اين فتح روز دوشنبه تاسع ذى قعده در حوالى بردويهء جام اتفاق افتاد و غنايم بسيار در قبضهء اقتدار سپاه ظفر شعار آمد و حضرت خاقان سعيد به صدق نيّت شكر حق تعالى به‌جاى آورده اسيران را در حريم امن‌وامان مأوى داد و عرصهء خراسان از آسيب ظلم و طغيان ايمن گشت و فتح‌نامه‌ها به اطراف ممالك روان شد و سوارى به سرعت تمام عزيمت هرات نموده مهتر عمر تبادكانى كه پيك ميرزا بايسنغر بهادر بود هم به عزم رسانيدن خبر متوجه شد و هريك را داعيهء آن‌كه به يك روز به هرات آيد و آن مسافت كه زيادت از سى فرسخ است به يك روز بپيمايد . مهتر عمر به رباطتومان آغا كه نزديك كوسويه است رسيد . سوار را آن‌جا ديد و خود را لنگ ساخته پيش او آمد و گفت مرا نيز جهت رسانيدن خبر فتح آورد و به انعام و اكرام چنان ممتاز شد كه همه عمر بىنياز بود و آن حضرت ميرزا الغ بيك را مجددا به حكومت خراسان و مازندران معين ساخته از جام شهزادهء عالىمقام عازم ولايت طوس شد و رايات همايون ، مصرع دولت و اقبال يار ، فتح و ظفر رهنمون متوجه دار السلطنهء هرات گشت و در منزل امرودك ، قاصدى از كرمان آمد